بازم اين زبون قاصر به فضل خود مولا يه بياني داشت خدا قبول کنه
ذاتت بود ان ملک سراپرده الهي
گردش به طوافي که ملائک تو صفاتي
ذاتا که به ذاتت تو به ايام فريدي
در چشم نگنجي که بروني ز جمالي
اي ان که تويي عدل الهي به زميني
اي مظهر و اي ان که يد الله زميني
موسي که به هارون کند احوال نگاهي
اي ان که شوي ياور موسي چو به نيلي
اي ان که به معراج روي همره احمد
گر فاطمه را خلق نکردي که نبودي
اي دست زبان قاصر از احوال تو گويند
مولا تو علي مظهر اعجاز خدايي
نویسنده : محمد » ساعت 5:58 صبح روز يکشنبه 22 ارديبهشت 1387