سفارش تبلیغ
صبا ویژن


نقدی بر نقد منافقانه - حسین عاشق ترین عاشقان


دیروز پایگاه اطلاع رسانی حزب مشارکت سخنانی از قول معاون وزیر خارجه دولت اصلاحات منتشر کرد که می توان آن را برای نخستین بار یک جمع بندی فشرده و شسته رفته از مجموعه انتقادهای اصلاح طلبان نسبت به سیاست خارجی دولت اصولگرا به حساب آورد و با این فرض به نقد آن نشست. آنچه «نوروز» از «محسن امین زاده» نقل کرده تقریبا سطر به سطر قابل نقد و خدشه جدی است لیکن بر آن سخنان، منطقی حاکم است که می توان با تمرکز بر روی آن اصول انتقاد اصلاح طلبان از سیاست خارجی و بویژه دیپلماسی هسته ای دولت نهم را کشف کرد و به ارزیابی آن نشست.

روح سخن امین زاده- که می توان او را یکی از نظریه پردازان اصلاح طلبان در حیطه سیاست خارجی خواند- بر ایجاد تقابل میان دو نوع دیپلماسی استوار است: آن نوع از دیپلماسی که او آن را «ماجراجو، پیش بینی ناپذیر، پرهزینه و بدون دستاورد» می خواند و در مقابل نوع دیگری از دیپلماسی که آقای معاون سابق، نماد تام و تمام آن است و مدعی است بی هزینه و باحوصله در حال حل و فصل همه معضلات ریشه دوانده در سیاست خارجی ایران بود تا آنکه اصولگرایان در رسیدند و...

اجازه بدهید از همین «ماجراجویی» شروع کنیم. امین زاده دیپلماسی دولت نهم را نوعی طرح ریزی ماجراجویانه و توام با ریسک بالا می داند و در مقابل پیشنهاد می کند که باید به «اعتمادسازی» پرداخت و «ایران اگر قصد هسته ای شدن داشت، ابتدا باید اعتماد جهان را در این باره جلب می کرد.» اینجا سوء تفاهمی هست که برادران اصلاح طلب ما هرگز نتوانستند و نخواسته اند آن را حل کنند. واقعیت این است که در رفتار دیپلماتیک دولت نهم هیچ ماجراجویی در کار نیست، بلکه آنچه هست از این اعتقاد دولت نهم نشأت می گیرد که پیشرفت در جهان فعلی هزینه دارد و هنر دیپلماسی حداقل سازی هزینه هاست، ضمنا پیشرفت با هزینه صفر- که اصلاح طلبان ادعای آن را دارند- تنها یک افسانه خنده دار است. دوستان اصلاح طلب در طول دوران مسئولیت خود به بهانه هایی چون اعتمادسازی و ارتقای روابط- که پکیج اوت 2005 اروپا نشان داد خواب و خیالی بیش نبوده- تمام فناوری سیکل سوخت در ایران را به حال تعلیق درآوردند و در ازای آن تنها «مذاکره» دریافت کردند! (توافقنامه پاریس را بخوانید.)

طبیعی است که در چنین وضعیتی غربی ها دلیلی برای ورود به فاز تنش و تقابل نمی دیدند و پای میز دائما شوخی و خنده تحویل آقایان می دادند. آنچه که امین زاده آن را «ماجراجویی» می نامد را در واقع، باید «پرداخت هزینه معقول» خواند که برای پیشرفت، ضروری و اجتناب ناپذیر است. البته دولت نهم می تواند ادعا کند- و از این ادعا می توان با قوت دفاع کرد- که هزینه پیشرفت های فعلی را- از جمله نصب و راه اندازی 3000 ماشین سانتریفیوژ در نطنز که البته آقای امین زاده در همان سخنان نشان می دهد از فرق آن با یک ماشین چندان مطلع نیست- به حداقل تعداد ممکن کاهش داده است.

یکی از اشتباهات بسیار فاحش دیپلمات های اصلاح طلب همواره این بوده که از همه آنچه می توان آن را سیاست خارجی نامید، به مقادیری بگو و بخند، خوش و بش، تعارفات و مسافرت خارجی بسنده کرده بودند و به همین دلیل است که حالا «اخم آمریکا» را هزینه بزرگ می نامند. آنچه آقایان «هنجارپذیری» می نامند و خود جداً به آن معتقد بودند جز این نبود که هژمونی مسلط و چالش ناپذیری و شکست ناپذیری آمریکا در عرصه روابط بین الملل را دربست بپذیرند و به سقف تعیین شده توسط غرب برای پیشرفت ایران قانع باشند. روشن است که به این معنا دولت نهم کاملا هنجارناپذیر است چون اساسا به هنجارهایی که هدف آنها حفظ و تثبیت برتری آمریکا در روابط بین الملل بوده عقیده ای ندارد. اما به معنایی دیگر دولت نهم کاملا پیش بینی پذیر و تابع هنجارهاست. ایران به تمامی معاهدات بین المللی که عضو آنهاست به طور کامل پای بند بوده و جالب است که تنها چیزی که اکنون از غرب می خواهد این است که به این «هنجارها» پای بند باشد.

در حالی که حتی یک مورد از عدم پای بندی ایران به معاهده عدم اشاعه یافت نشده اما آقای امین زاده، ایران را هنجارناپذیر می خواند. بی آنکه اشارتی به زورگویی آمریکا بکند. البته روشن است که مقصود آقای دیپلمات از هنجارناپذیری همین است که دولت نهم تصور کرده آمریکا را هم می توان شکست داد و حق خود را از حلقوم جهانخواران بیرون کشید و حال آنکه چنین دیدگاهی هرگز نمی تواند در ذهن شرطی شده یک دیپلمات اصلاح طلب جایی داشته باشد.

نکته دیگری که آقای امین زاده در مونولوگ درون سازمانی خود بر آن پای فشرده این است که دولت نهم «این همه هزینه» را در ازای دستاوردی بسیار اندک بر کشور تحمیل کرده است. امین زاده البته نمی گوید مقصودش از «هزینه فراوان»- به جز هزینه بزرگ (؟!) اخم آمریکا که به آن پرداختیم- چیست. اگر مقصود چند قطعنامه صادر شده تا به حال است که هم اندک تاملی در محتوای قطعنامه ها و هم نگاهی گذرا به مجموعه آنچه غربی ها خود درباره بی محتوا و ضعیف بودن قطعنامه ها و وجود مشکلات اساسی در گروه 1+5 برای صدور قطعنامه های با خاصیت به دلیل ترس از شکست اجماع گفته و نوشته اند نشان می دهد این قطعنامه ها فاقد حداقل توان برای تأثیرگذاری بر اراده جمهوری اسلامی و تحمیل هزینه کلان بر آن است و هدف از صدور آنها تنها تأثیرگذاری بر فضای داخلی ایران و ایجاد رعب در دل امثال آقای امین زاده بوده است. از مهم ترین اشتباهاتی که اصلاح طلبان در تحلیل روندهای مربوط به برنامه هسته ای گرفتار آنند و هنوز به رغم شواهد بیرونی بسیار، علامتی نیست که به آن پی برده باشند این است که هرگز نتوانستند ادبیات «ارعاب» را از ادبیات «برخورد» تمیز دهند و به همین سبب بود که لطیفه خنده داری چون حمله نظامی آمریکا به ایران را جدی گرفتند و مدت ها با جدیت بر چیزی پای فشردند که غرب خود نیز آن را جدی نمی گرفت.

اما در مورد «دستاورد اندک» دولت نهم بسیاری چیزها می توان گفت. جالب است کسانی که غربی-ها حداکثر حاضر شدند UCF را تا پایان خط تولید 4UF با آنها توافق کنند، حالا به خود اجازه می دهند درباره دستاوردهای دولت نهم حرف بزنند و مدعی هم باشند. یک تفاوت مهم دولت نهم با مدعیان اصلاحات این است که این دولت احترام و دستاورد را در سفر خارجی، عکس یادگاری و تیتر روزنامه ها و ثبت سال در مجمع عمومی سازمان ملل نمی داند بلکه آنچه برای آن مهم است امتیازی است که طرف مقابل پای میز، واقعاً حاضر به واگذاری آن شده است. آقای امین زاده لابد خوب می دانند که اکنون چه پیشنهادهایی روی میز ایران است که اگر تنها گوشه چشمی به آنها نشان دهد، همه این سر و صدا که ایشان آن را هزینه های بزرگ می خواند یک شبه دود می شود و به هوا می رود. آنچه اکنون غربی ها حاضرند بر سر آن با ایران معامله کنند چیزی است که اگر کار به دست آقایان اصلاح طلب باقی بود، صد سال دیگر هم امکان ارائه شدن آن به ایران وجود نداشت. حداقل کاری که دولت نهم انجام داده و اصلاح طلبان هرگز توان آن را نداشتند این است که محتوای پیشنهادهای غربی ها را اساساً دگرگون کرده و آن را به سطحی بسیار فراتر از آنچه دیپلمات های اصلاح طلب آن را سطح مطلوب می خواندند ارتقا داده است.

 حقیقت این است که دیپلماسی اصلاح طلبانه، بی نهایت خود کم بین و راحت طلب بود و به همین دلیل لبخند غربی ها را دستاورد می دانست و آماده بود همه چیز را تعطیل کند تا مبادا آمریکا دلخور شود. به برکت تدبیر صاحب این ملک آن دیدگاه ها البته مجال غلبه پیدا نکرد ولی اکنون دیدن اینکه جماعتی با کارنامه ای حاوی اقسام وادادگی ها در پی حساب کشی از دولتی هستند که آمریکا را تا مرز استیصال کشانده، در جای خود محل تامل فراوان دارد.



نویسنده سید ::: دوشنبه 12/9/1386::: ساعت 3:13 عصر


نویسنده : محمد » ساعت 2:8 عصر روز سه شنبه 86 آذر 20

example:
سفارش تبلیغ
صبا ویژن